محمد حسين مختارى مازندرانى

44

فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )

استعمال لفظ در اكثر از يك معنا مقصود از استعمال لفظ در اكثر از يك معنا اين است كه هر يك از معانى به نحوى از لفظ اراده شده باشند كه گويا لفظ تنها در آن اطلاق شده و خصوص آن معنا از لفظ اراده گرديده است . مثال آن مانند لفظ « عين » كه به معانى متكثر آمده است ، حال چنانچه كسى بخواهد اين نوع الفاظ مشترك را به همراه قرينهء معيّنه استعمال نمايد ، مانعى ندارد ؛ منتها اگر با استعمال اين الفاظ به يكباره بخواهد معانى گوناگونى را مستقلا قصد نمايد ، محل اشكال است و علماى اصول در اين باره گفتگوهايى دارند و مشهور از اصوليّين قايل به عدم صحّت اين گونه استعمالات مىباشند . هرچند بعضى به جواز آن معتقد هستند . استقراء استقراء ، جستجوى افراد و جزئيّات متعدّد است به منظور ادراك حكم كلّى . طبيعى است احكام شرعى تابع مصالح و مفاسد است و نيز ملاكاتى در بين است كه مولاى حكيم آن را براى بندگانش لحاظ فرموده است . بنابراين گاه ممكن است برخى از ملاكاتى را كه شارع بدان تصريح نفرموده عقل آن را حدس بزند و هرجا آن ملاك را