محمد حسين مختارى مازندرانى

34

فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )

و ليكن گروهى بين آن دو تفصيل قايل شدند ، به اين معنا كه استصحاب حكم شرعى را مىپذيرند ولى به استصحاب حكم عقلى عقيده ندارند و برعكس . لازم به يادآورى است ، حكم شرعى نيز گاه كلّى است كه بايستى مأخوذ از شارع باشد ، نظير طهارت شخصى كه مذى از وى خارج گرديده است ، و گاه حكم جزئى است ، از قبيل طهارت لباس معيّن . « 1 » استصحاب حكمى و موضوعى استصحاب حكمى آن است كه حكم قضيه‌اى كه سابقا قطعى و مسلّم بوده ، در حال حاضر در آن ترديد واقع شود و در اين هنگام حكم سابق استصحاب گردد . اين نوع استصحاب خود بر دو قسم است : استصحاب حكم تكليفى و استصحاب حكم شرعى وضعى . استصحاب حكم تكليفى مانند آبى كه به واسطهء تغيّر اوصاف ثلاثه ( رنگ و بو و طعم ) نجس شده باشد ، منتها فعلا اين اوصاف از بين رفته است آيا باز هم نجس است و بايستى از آن اجتناب شود يا اجتناب لازم نيست ؟ در اينجا با اجراى استصحاب ، حكم سابق

--> ( 1 ) - رسائل ، ص 232 - 324 ، چاپ قديم .