محمد حسين مختارى مازندرانى
35
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )
يعنى وجوب اجتناب اعمال مىشود . استصحاب حكم وضعى مانند اينكه معاملهاى توسط بچهء غير مميّزى واقع شود ، سپس بعد از رسيدن به سنّ رشد و تكليف معامله را امضاء نمايد ، در اين مورد اگر دليل خاصى بر صحّت معامله وجود نداشته باشد با اجراى استصحاب مىتوان معاملهء سابق را غير نافذ دانست . استصحاب موضوعى آن است كه موضوع امرى مردّد باشد در حالى كه وجود آن در گذشته مسلّم و يقينى بوده است . مثال آن مانند شخصى كه تا مدتى پيش ، زنده بود ولى الآن غايب است نمىدانيم زنده است يا نه ؟ در اينجا حيات وى را استصحاب نموده و احكام مربوط را بر آن مترتب مىنماييم . استصحاب فرد مردّد منظور از استصحاب فرد مردّد همان شبههء عبائيّه است . ( ر . ك ، شبههء عبائيّه ) . استصحاب قهقرايى از جمله شرايط استصحاب اين است كه زمان متيقّن بر زمان مشكوك مقدم باشد ، اگر جز اين باشد يعنى زمان متيقّن مؤخّر باشد آن را استصحاب قهقرايى گويند . براى مثال اگر به عدالت زيد در