محمد حسين مختارى مازندرانى

121

فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )

صارفه تعبير آورده مىشود و زمانى به قرينهء معيّنه يا موضحه كه اوّلى در استعمالات مجازى و دومى در استعمال الفاظ مشترك جريان دارد . ( رجوع شود به استعمال حقيقى و مجازى ) حقيقت شرعيّه نقل الفاظى همچون صلوة ، صوم و مانند اينها از معانى لغوى به معانى شرعى به گونهء وضع تعيينى يا بنحو وضع تعيّنى در عصر شارع مقدّس را حقيقت شرعيّه مىنامند . يكى از مباحثى كه در علم اصول ميان حضرات محلّ بحث و گفتگو است ، مسألهء حقيقت شرعيّه است كه بعضى به ثبوت آن قائل بوده و برخى ديگر آن را در كل مورد انكار قرار داده‌اند . منتها ثمره و فايدهء نزاع در اين بحث آن است كه قائلين به ثبوت حقيقت شرعيّه به هنگام مواجهه با الفاظ مستعمل در لسان شارع در وقت فقدان قرينه ، به معانى شرعى آن حمل مىكنند ؛ و اين در حالى است كه منكرين حقيقت شرعيّه اين گونه الفاظ را بر معناى لغوى آن حمل مىنمايند و يا اينكه اساسا توقف نموده و بر هيچيك از معانى شرعى يا لغوى حمل نمىكنند .