محمد حسين مختارى مازندرانى
119
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )
حسن و قبح فعلى هرگاه نفس عمل عقلا و شرعا نيك بوده به گونهاى كه فاعل آن به واسطهء انجام آن عمل ، مستحق ثواب و تحسين باشد حسن فعلى و چنانچه عملى ذاتا قبيح و ناپسند بوده و فاعلش به خاطر ارتكاب آن مستحق عقاب يا ملامت باشد قبح فعلى مىگويند . لازم به يادآورى است عنوان حسن و قبح فعلى و نيز حسن و قبح فاعلى در علم اصول در بحث تجرّى جريان دارد . حقيقت و مجاز هرگاه لفظى در معناى موضوعله خود به كار رود حقيقت ، و در غير معناى اصلى خود استعمال شود و به نحوى با آن مناسبت داشته باشد مجاز مىنامند . بديهى است ارادهء معناى مجازى از لفظ نيازمند نصب قرينه است ، بر خلاف استعمال حقيقى كه مستغنى از اين امر است . لازم به يادآورى است استعمال لفظ در معناى مجازى متوقف است بر وجود مناسبت و ملازمت ميان معناى مجازى با معناى حقيقى كه در اصطلاح علماى بديع بدان « علاقه » خوانند ، و شمار علاقهها نسبتا زياد است ، ولى برخى از موارد اهمّ آن عبارتند از : علاقهء مشابهت ، علاقهء سببيّت ، علاقهء جزء و كل ، علاقهء حال و محل