محمد حسين مختارى مازندرانى

113

فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )

لازمهء عدد چهار است قابل جعل نيست ولى جعل بسيط مفاد كان تامّه است ، تنها نيازمند فاعل است و احتياجى به اسم و خبر ندارد ، به معناى خلق كردن و آفريدن است يعنى چيزى كه وجود ندارد جاعل و آفريننده‌اى او را ايجاد مىنمايد . جعل در تقسيمى ديگر بر دو قسم تقسيم مىشود : 1 - جعل تكوينى مقصود از جعل تكوينى عبارت است از ايجاد شيئى حقيقتا در عالم خارج نظير همهء كائنات كه از جانب ذات اقدس احديّت تكوين يافته‌اند و اصطلاحا به اين نوع جعل ، تكوينى گويند . 2 - جعل اعتبارى منظور از جعل اعتبارى همان ايجاد شىء در عالم اعتبار و به گونهء تنزيل است ، به اين معنا كه آن را نازل منزلهء شىء خارجى واقعى قرار داده و آثار و خصوصياتش را بر آن بار نمايد و اين نوع جعل را جعل اعتبارى يا تنزيلى خوانند و واقعيّت آن تنها در اعتبار و تنزيل است و غير از آن حقيقتى براى او قابل تصوّر نمىباشد . حال اين دو نوع جعل را در ضمن مثالى مىتوان چنين ترسيم نمود : معناى حقيقى « أسد » حيوان مفترس است و اين به جعل تكوينى است كه خداوند متعال او را با همهء خصايص و