محمد حسين مختارى مازندرانى

114

فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )

ويژگيهايش خلق كرده است ، منتها عرف هر فرد دلاور و جسورى را به عنوان أسد ( شير ) اعتبار مىكند و براى مثال زيد شجاع را به عنوان شير تلقّى نموده و او را به مثابهء آن حيوان مفترس قرار مىدهد و اينهمه تنها به خاطر وجود شجاعت و دليرى است كه از زيد سراغ دارد و بدينوسيله روح مبارزه‌طلبى و قهرمانى وى را مورد تمجيد و ستايش قرار مىدهد . جمع تبرّعى مراد از جمع تبرّعى چيزى است كه باز مىگردد به تعديل كيفى كه عرف اهل محاوره بر آن مساعدت ندارد . جمع دلالتى مقصود از جمع دلالتى يا جمع دلالى همان جمع عرفى است . جمع عرفى هرگاه ميان دو يا چند دليل تعارض وجود داشته باشد برابر قاعدهء « الجمع مهما امكن اولى من الطّرح » بايستى بين آنها به گونه‌اى جمع نمود و قدر متيقّن از آن ، جمع عرفى است كه شيخ انصارى ( ره ) از آن به جمع مقبول تعبير آورده است و مفادش اين است كه هرگاه از نظر عرف تعارض محقّق نبوده و يكى از دو دليل