احمد قلى زاده

39

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

1 - برائت عقلى : به اين معنى است كه قطع نظر از حكم شارع در مورد واقعه مشكوك الحكم عقل بر پايه قاعدهء « قبح عقاب بلا بيان » كه يك قاعده عقلى است ، حكم مىكند بنابراين هرگاه از طرف قانونگذار بيان نشده باشد ، يا به ما نرسيده باشد ، مخالفت كردن با آنكه مشكوك است ، نمىتواند عقابى داشته باشد و اگر شارع بخواهد بر چنين مخالفتى كيفر دهد ناپسند است . برائت عقلى يك قاعده عقلى است كه مىتواند مانند اصول عملى ديگر ، موضوع و محمولى داشته باشد و محمول آن حكم عقل به عدم استحقاق كيفر فاعل فعل مشكوك و حكم به اينكه آن فعل حرام نيست مىباشد . مثلا هرگاه مكلف در حرمت آب خرما كه جوش آمده شك كند و در ميان مآخذ فقه دليلى بر حرمت آن نيابد ، موضوع برائت عقلى تحقق يافته است ، در اين صورت ، عقل ، حكم مىكند كه نوشيدن آن حرمت ندارد و شارب آن در خور كيفر نيست . 2 - برائت شرعى : قاعده ديگر در مقام شك در حكم ، قاعده يا اصل برائت شرعى است و آن به اين معنى است كه شارع در برابر تكليف مشكوك و واقعهء مشكوك الحكم احتياط را لازم نداشته و انسان را نسبت به فعل ، يا ترك آن مختار گذاشته است ، بنابراين در هر واقعهء مشكوك الحكم كه حكم واقعى آن به ما نرسيده و در آن شك داريم شارع يك حكم ظاهرى ، جعل و وضع كرده است كه اباحهء ظاهرى يا رخصت و عدم تكليف است . مثلا هرگاه حكم تدفين ، يا دعا هنگام رؤيت هلال براى ما مشكوك باشد و دليلى بر حرمت در مثال اول و وجوب در مثال دوم ، يافته نشود شارع در هر دو به برائت و عدم اشتغال ذمه حكم كرده است . اصالة التخيير « 1 » و آن حكم عقل است بر اينكه مكلف ، مخيّر است بين انجام و يا ترك فعلى ، يا مخير است بين انجام دادن يكى از دو فعل با عدم امكان احتياط ، و اين

--> ( 1 ) . اصول استنباط ص 233 - كفايه الاصول - ج 2 - ص 203 .