احمد قلى زاده
40
واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
حكمى است عقلى ، و داراى موضوع و محمول . موضوع يكى از دو امر مبتنى بر تخيير مكلف به است بدون اينكه يكى بر ديگرى برترى داشته باشد . و مناطى بر احتياط نباشد چرا كه در اين صورت عنوان مزبور از موضوعيت ساقط مىشود . و محمول آن ، جواز اختيار يكى از آن دو امر است . موضوع تخيير در دو جا وجود پيدا مىكند : 1 - در عمل واحد : در دوران امر بين وجوب و حرمت آن عمل ، و يا به تعبير ديگر دوران امر بين محذورين و اين در موردى است كه ما جنس تكليف مشترك بين وجوب و حرمت را كه الزام در فعل مكلف است ، بدانيم ، ولى شك داشته باشيم كه آن الزام آيا بر ايجاد فعل ، تعلق گرفته است يا بر ترك فعل . مثلا مىدانيم در مورد نماز جمعه ، براى ما مكلفين ، از طرف مولى ، الزامى وجود دارد ، ( جنس تكليف ) ، اما آن چيز كه بهطور حتم از ما خواسته شده آيا وجوب است ، يا حرمت كه در هريك الزام كه جنس آن دو است وجود دارد ، و هيچيك از وجوب يا حرمت بر ديگرى رجحان ندارد ، عقل در اينگونه موارد به تخيير حكم مىكند . 2 - در عمل متعدد : چنانچه مورد اناطهء امر هرگاه بر دو فعل باشد ، چون نماز ظهر و جمعه ، و ما علم اجمالى بر وجوب يكى و حرمت ديگرى داشته باشيم ولى ندانيم كدام يك واجب ، و كدام يك حرام است ، در اينجا نيز عقل به تخيير حكم مىكند ، زيرا انجام دادن هر دو مستلزم ارتكاب حرام واقعى مىشود ، و ترك هر دو نيز مستلزم ارتكاب حرام است ، زيرا در صورت اول كه هر دو را انجام دهيم در حالى كه يكى از آنها حرام بود . قطع پيدا مىكنيم كه مسلما يك فعل حرام مرتكب شدهايم و در صورت دوم كه هر دو را ترك كنيم در حالى كه مىدانيم يكى از آنها واجب بوده ، قطع پيدا مىكنيم كه مسلما يك فعل واجب را ترك كردهايم ، پس فقط يك راه بر اين انتخاب عقل باقى مىماند كه داراى ضرر كمترى است و آن راه اين است كه فقط يكى از آن دو را انجام دهيم و در اين