احمد قلى زاده
37
واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
عبارت جامعتر ، اشعار ، آن دلالتى است كه عرفا متبع نيست و ظهور عرفى ندارد يعنى طورى نيست كه مخاطب بتواند به متكلم نسبت دهد كه تو همين را اراده كردهاى بلكه متكلم مىتواند بگويد : خير ، مراد من تنها اين نبوده بلكه اين فرد را از باب اولويت گفتيم نه اينكه حكم منحصر به همين باشد . اصالة الاباحه هرگاه در حلال يا حرام بودن چيزى ترديد كنيم ، اصل اباحه جارى كرده حكم بر عدم حرمت مىدهيم ، زيرا آنچه نيازمند نص است الزاما قانونى است ، و الا عدم الزامات قانونى احتياجى به نص ندارد . پس اصل در اشيا قبل از ورود شرع اباحه است . زيرا هيچگونه دليلى ( اعم از علم يا علمى ) دلالت ندارد كه اين عمل ضرر دنيوى دارد ، و براى اثبات ضرر اخروى نيز بايد دليل شرعى اقامه گردد ، در حالى كه فرض ما بر اين است كه فاقد دليل شرعى هستيم ، زيرا اگر در واقع عقابى در كار بود ، لازم بود خداوند به ما اعلام فرمايد ، نتيجه مىگيريم هم ضرر دنيوى و هم ضرر اخروى منتفى است . در نتيجه اباحه حاكم است . اصالة الاحتياط ( اشتغال ) « 1 » اصالة الاحتياط ، اصالة الاشتغال . اين اصل يكى از اصول عملى است ، و اغلب در شبهه مقرون به علم اجمالى جارى مىشود ، و بر دو قسم است : 1 - اصل احتياط عقلى : عبارت است از اصلى كه مقتضاى آن در تفويت نفع احتمالى و ايراد ضرر احتمالى جلوگيرى شود . 2 - اصل احتياط شرعى : اصلى است كه به مقتضاى آن از تفويت حكم و تكليف محتمل ممانعت شود خواه با ترك باشد يا فعل . احتمال ضرر اخروى عبارت است از رعايت آنچه كه بنا بر اقتضاى عقل از ضرر احتمالى يا فوت نفع احتمالى ممانعت كند .
--> ( 1 ) . اصول استنباط - ص 239 - كفاية الاصول - ج 2 - ص 182 .