مجتبى ملكى اصفهانى

70

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

استلزامات عقليه يا غير مستقلات عقلى علم به حكم شرعى نيز مانند ساير علوم ، نياز به علّت دارد . علّت علم تصديقى ، يا قياس است ، يا استقراء و يا تمثيل . تمثيل منطقى و استقراء ، مثبت حكم شرعى نيستند كه علّت آن در جاى خود بيان شده است . بنابراين تنها قياس منطقى مثبت حكم شرعى است . و هر قياسى از دو مقدمه تشكيل مىشود . اكنون اگر هر دو مقدمه قياس يا يكى از دو مقدمه عقلى باشد ، دليل را « دليل عقلى » گويند . دليل عقلى خود بر دو قسم است : 1 - مستقلات عقليه . 2 - غير مستقلات عقلى يا استلزامات عقليه . - مستقلات عقليه : هرگاه هر دو مقدمه قياس عقلى باشد ، دليل را از مستقلات عقليه مىشمارند . به عنوان « مستقلات عقليه » رجوع شود . - غير مستقلات عقليه : هرگاه يكى از دو مقدمه عقلى باشد ، دليل را عقلى غير مستقل يا استلزام عقلى نامند . مانند : حكم عقل به وجوب مقدمه . در اينجا يك واجب داريم كه مثلا « نماز » است . اين مقدمه شرعى است . ولى اين واجب مقدماتى دارد كه بدون انجام آنها نمىتوان نماز را بجا آورد ، در اين حال عقل حكم مىكند كه مقدمات

--> كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 13 ؛ المحاضرات ، ج 1 ، ص 54 ؛ فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 33 ؛ نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 13 ؛ اصطلاحات الاصول ، ص 41 .