مجتبى ملكى اصفهانى
71
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
نماز بايد انجام شود ، و اين مقدمه دوم عقلى است . در اين موارد چون عقل به تنهايى به نتيجه نرسيده است و يكى از دو مقدمهى قياس ، شرعى است ، آن را غير مستقلات عقليه يا استلزام عقلى ناميدهاند . « 1 » اسم مبحث الفاظ در علم اصول از جايگاه ويژهاى برخوردار است ؛ زيرا كتاب و سنّت دو منبع احكام هستند كه در قالب الفاظ بيان شدهاند و استفاده از اين دو منبع متوقف بر دانستن علوم ادبى عربى است . به همين خاطر مجتهد بايد در حد رفع نياز به قواعد و اصول لغت عربى آشنايى داشته باشد . تحصيل در ادبيات عرب و به دست آوردن توان كافى در تشخيص و اختيار قول صحيح از ميان اقوال مختلف علماى ادبيات ، از مهمترين و اولين مبادى استنباط احكام است . البته در برخى از مباحث الفاظ ، اصوليين اصطلاح خاص خود را دارند كه با اصطلاح ادبى آن متفاوت است . مثلا مشتق يا صفت نحوى و اصولى از جهاتى با يكديگر فرق دارند كه اين خود باعث طرح برخى مباحث الفاظ در علم اصول مىشود . و از طرفى نيز برخى مباحث الفاظ ارتباط تنگاتنگ با مثمر بودن قواعد علم اصول دارد كه اين امر موجب اهميت اين مباحث شده و علماى اصولى را برآن داشته كه اين موارد از بحثهاى ادبى را بخصوص در علم اصول مطرح كنند هرچند كه در برخى موارد در اصل طرح مسئله يا توسعه و تفصيل آن از حد نياز
--> ( 1 ) اصول الفقه ، ج 1 ، ص 188 .