مجتبى ملكى اصفهانى
410
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
پوستند محلق مىكنيم و مىگوييم او نيز سياهپوست است . و يا در امور شرعى ، وقتى مىبينيم اكثر نمازها به سمت قبله خوانده مىشود ، به گونهاى كه گمان مىكنيم نماز بودن اين موارد ، علّت روبهقبله بودن است ، اگر ديديم در شرع اجازه داده شد كه نمازى را در حال حركت بخوانيم و شكّ كرديم كه آيا بايد روبهقبله باشد يا نه ؟ حكم مىكنيم به لزوم روبهقبله بودن ، به جهت الحاق اين فرد مشكوك به اغلب افراد در لزوم روبهقبله بودن . البتّه « غلبه » وقتى حجّت است كه مفيد اطمينان به حكم شرعى باشد . « 1 » غير مستقلات عقليه به عنوان « استلزامات عقليه » رجوع شود . فتح ذرايع به عنوان « سدّ ذرايع » رجوع شود . فحوى الخطاب به فحوى الخطاب ، « لحن الخطاب » ، « قياس اولويّت » يا « مفهوم موافقت » نيز گفته مىشود . به عنوان « قياس » و « مفهوم » رجوع شود .
--> ( 1 ) اصطلاحات الاصول ، ص 178 .