مجتبى ملكى اصفهانى
403
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
خود شامل طريقهى سبر و تقسيم و طريقهى اثبات علّت از طريق ابداء مناسب بين علّت فرضى و حكم است . توضيح هركدام از اقسام فوق را در عنوان خود پيگيرى نماييد . ب : مسالك فاسد . « غزالى » مسالك فاسد را ضمن سه مسلك بيان مىكند : 1 - سلامت علّت از نقيض . 2 - اطّراد علّت . 3 - طرد و عكس . « 1 » علم « 2 » علم در لغت يعنى حضور و احاطه بر چيزى . در تعريف و تحديد علم اختلاف فراوان است . برخى مانند « رازى » علم را از ضرورياتى مىدانند كه نمىتوان آن را تعريف كرد . و برخى مانند « جوينى » و « غزالى » تعريف علم را مشكل مىدانند و تنها در قالب تقسيم و مثال به تعريف علم مىپردازند . « 3 » ولى اكثر علما به تعريف و تحديد علم پرداختهاند ، ليكن عبارات ايشان در
--> ( 1 ) همان مدرك . ( 2 ) ارشاد الفحول ، ص 3 ؛ الاحكام آمدى ، ج 1 ، ص 12 ؛ المستصفى ، ج 1 ، ص 34 ؛ كشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم ، ج 2 ، ص 1219 ؛ التحقيق فى كلمات القرآن ، ج 8 ، مادهء علم ؛ جمع الجوامع ، ج 1 ، ص 158 ؛ المحصول ، ج 1 ، ص 12 ؛ رساله تصور و تصديق ملا صدرا ؛ المنطق ، ص 13 ؛ شرح مصطلحات فلسفى . ( 3 ) ارشاد الفحول ، ص 4 و 3 .