مجتبى ملكى اصفهانى
343
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
مجالى براى امر مولوى شرعى باقى نمىماند ، بلكه امر مولوى شارع با وجود حكم عقل ، تحصيل حاصل و محال است . اولين كسى كه به اين مطلب آگاهى داد و با شيوهى جديد دليل اقامه كرد ، محقق اصفهانى قدّس سرّه بود و مرحوم خويى قدّس سرّه و حكيم قدّس سرّه نيز همين قول را تقويت و اختيار كردهاند . « 1 » به عنوان « مقدمهى واجب » رجوع شود . سنّت « 2 » سنّت در لغت ، طريق ، روش و يا دوام است . « 3 » « شوكانى » اقوال مختلف را در معناى سنّت جمعآورى كرده است . « 4 » و اما سنّت در اصطلاح به چند معنى اطلاق مىشود : 1 - سنّت ، يعنى هر حكمى كه مستند به اصول شريعت باشد ، در مقابل بدعت . 2 - سنّت به معناى
--> ( 1 ) اصول الفقه ، ج 1 ، ص 261 . ( 2 ) اصول الفقه ، ج 2 ، ص 57 ؛ الاصول العامه ، ص 121 ؛ دائرةالمعارف الاسلامية ، ج 3 ، ص 185 ؛ مبادى اصول الفقه ، ص 23 ؛ الاحكام ابن حزم ، ج 1 ، ص 95 ؛ المستصفى ، ج 1 ، ص 152 ؛ اصول الفقه خضرى ، ص 214 ؛ الاحكام آمدى ، مجلد 1 ، ص 145 ؛ ارشاد الفحول ، ص 33 ؛ القوانين ، ص 409 ؛ الفصول ، ص 266 و 313 ؛ معارج الاصول ، ص 117 و 137 ؛ تمهيد القواعد ، ص 236 ؛ المحصول ، ج 1 ، ص 501 به بعد ؛ مبادى الوصول ، ص 236 ؛ العدّة ، ج 2 ، ص 565 ؛ الذريعة ، ج 2 ، ص 570 . ( 3 ) در بيان معناى لغوى سنّت عبارات مختلف است . ولى از عبارتهاى كتب مختلف لغت برمىآيد كه معناى اين كلمه اصل واحد است . « التحقيق » مىگويد : تحقيق اين است كه اصل واحد در اين ماده عبارت است از جريان امرى منضبط در ظهور صفتى ، يا عملى و يا قولى . التحقيق ، ج 6 - 5 ، ص 237 . لسان العرب ، مصباح المنير ، مفردات راغب ماده « سنن » . ( 4 ) ارشاد الفحول ، ص 33 .