مجتبى ملكى اصفهانى
339
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
مىدهيم علّت حكم باشند جمع كرده و يكى يكى مورد آزمايش قرار دهيم ؛ سپس هركدام از آن اوصاف كه صلاحيت علّت بودن را ندارد خارج كرده تا اينكه صفتى بماند كه صلاحيت علّت بودن دارد . مثلا براى حرمت ربا در ذرّت ، آن را به گندم قياس مىكنند . اكنون اوصافى كه صلاحيت علّت بودن در گندم را دارند مورد بررسى قرار مىدهيم . علّت حرمت ربا در گندم ، يا غذا بودن آن است ، يا طعم آن است و يا اينكه چون از اجناس وزنكردنى است . ولى غذا بودن و طعم ، صلاحيت علّت بودن را ندارند ، پس چون گندم از اجناس وزنكردنى است ، ربا در آن حرام است ، و ذرت نيز از اجناس وزنكردنى است ، پس ربا در آن حرام است . به عنوان « تنقيح مناط » رجوع شود . سد ذرايع و فتح ذرايع سد يعنى جلوگيرى و بستن و مانع شدن ، و فتح يعنى گشودن و باز كردن . ذرايع جمع ذريعه است ، و در لغت به معناى وسيله و واسطهى رسيدن به چيزى است . در اصطلاح تعريفهاى مختلفى ارائه شده است . برخى گفتهاند : ذريعه يعنى توسل به چيزى كه مصلحت است براى رسيدن به مفسده . « 1 » تعريف ديگرى به همين مضمون ارائه شده است كه : ذريعه چيزى است كه توسط آن رسيدن به شىء ممنوعى كه مشتمل بر مفسده است حاصل مىشود . « 2 » ولى « الاصول العامه »
--> ( 1 ) التوسل بما هو مصلحة الى مفسدة . الموافقات ، ج 4 ، ص 144 . ( 2 ) ما يتوصل به الى شىء ممنوع مشتمل على مفسدة . المدخل للفقه الاسلامى ، ص 266 ؛ به نقل از