مجتبى ملكى اصفهانى

338

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

فعليّت خود باقى بماند ، موجب اجتماع مثلين يا ضدين مىشود . ولى بنا بر طريقيّت ، اگر اماره مطابق با واقع باشد ، واقع تنجّز پيدا مىكند ، ولى اگر مخالف با واقع باشد ، حكم واقع از فعليّت ساقط مىشود و مكلف معذور است . 4 - بنا بر سببيّت ، اگر مكلف برطبق اماره عمل نكند ، عصيان كرده است ؛ چه اماره مطابق با واقع باشد و چه مخالف با واقع باشد . زيرا مكلف با حكم ظاهرى مخالفت كرده است . ولى بنا بر طريقيّت ، اگر اماره مطابق با واقع نباشد ، عمل نكردن مكلف برطبق آن عصيان است و اگر اماره مطابق با واقع نباشد ، مكلف متجرّى است . به عنوان « تجرّى » رجوع شود . 5 - در برخى موارد ، قول به سببيّت موجب حصول اجزاء مىشود كه در همان موارد ، قول به طريقيّت ، موجب عدم اجزاء مىشود . مثلا اگر عادل خبر داد كه سوره جزء نماز نيست و مكلف هم نماز را بدون سوره خواند ، سپس معلوم شد كه سوره جزء نماز است ، بنا بر قول به سببيّت ، اين نماز صحيح است و بنا بر قول به طريقيّت ، اين نماز باطل است . « 1 » به عنوان « اجزاء » رجوع شود . سبر و تقسيم « 2 » قائلين به قياس معتقدند كه يكى از راههاى علم پيدا كردن به علّت ، سبر و تقسيم است . سبر و تقسيم يعنى اينكه اوصاف موجود در اصل را كه احتمال

--> ( 1 ) اصطلاحات الاصول ، ص 139 . ( 2 ) الوافية ، ص 239 ؛ اصول الفقه خضرى ، ص 326 .