مجتبى ملكى اصفهانى
320
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
در اين مثال ، صحت كلام از نظر عقل متوقف بر تقدير گرفتن كلمهى « اهل » است . ولى اگر كسى بگويد : بندهى ( غلام ) خودت را از جانب من به هزار تومان آزاد كن . صحت اين آزادى بنده متوقف است بر انتقال بنده به گوينده و تحقق مالكيت وى و سپس آزادى او . زيرا گوينده بندهاى را مىتواند آزاد كند كه ملك او باشد . و اما ممكن است درستى كلام متوقف بر تقدير گرفتن باشد . مثلا در حديث نبوى وارد شده است كه نه چيز از امت من برداشته شده است . « 1 » فراموشى ، خطا ، اشتباه و . . . اين كلام حضرت وقتى درست و صادق است كه كلمهاى در تقدير گرفته شود ، مثلا مؤاخذه . در نتيجه ، معناى كلام حضرت چنين مىشود : مؤاخذه از كسى كه چيزى را فراموش كرده يا مرتكب اشتباه شده برداشته شده است . زيرا شكى نيست كه در عالم تكوين ، خطا و فراموشى برداشته نشده است . 3 - دلالت التزامى : دلالت لفظ بر معنايى كه خارج از موضوع له آن است ، ولى بين موضوع له و آن معنى ارتباط و ملازمه برقرار است را دلالت التزامى مىگويند . مثلا اگر كسى بگويد : دوات را بياور تا بنويسم ، از گفتهى او مىفهميم كه قلم را نيز بايد آورد . زيرا بين دوات و قلم ارتباط و ملازمه برقرار است . در دلالت التزامى شرط است
--> ( 1 ) « وضع عن امتى تسعة اشياء ، السهو ، و الخطأ ، و النسيان ، و ما اكرهوا عليه ، و ما لا يعلمون . . . » من لا يحضره الفقيه ج 1 ، حديث 132 .