مجتبى ملكى اصفهانى
303
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
است . « 1 » حمل شايع صناعى : هرگاه موضوع و محمول در وجود واحد باشند ولى از جهت ماهيت و مفهوم اختلاف داشته باشند ، حمل را حمل شايع صناعى گويند . مانند : احمد انسان است ، و زغال سياه است . اين نوع حمل را حمل شايع صناعى گفتهاند زيرا اولا : در استعمالات بين مردم رواج و شيوع دارد ، و ثانيا : قضايايى كه مسائل علوم گوناگون را تشكيل مىدهند ، مشتمل بر اين نوع حمل هستند . حيثيت اطلاقيه در قضايايى مانند : « انسان از آن جهت كه انسان است ناطق است » عبارت « از آن جهت كه انسان است » حيثيت اطلاقيه قضيه را بيان مىكند . اين قيد در عبارات عربى به صورت « من حيث هو هو » يا « من حيث هى هى » فراوان به چشم مىخورد . بايد توجه داشت كه حيثيت اطلاقيه ، اگرچه در ظاهر به صورت قيد در كلام ظاهر مىشود ، اما در واقع چيزى را بر ذات موضوع نمىافزايد ، بلكه تنها تكرار يا تأكيدى از همان موضوع قضيه است و بدين جهت در واقع ، قيد به شمار نمىرود . در زبان عرف نيز اينگونه قضايا رايج است و در بسيارى از مناسبات گفته
--> ( 1 ) كان الاصوب ان يعرف باتحاد الموضوع و المحمول ذاتا . نهاية الحكمة ، ص 126 .