مجتبى ملكى اصفهانى

304

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

مىشود : « او خود چنين كرد » يا « انسان خودش بهتر از هركس خويشتن را مىشناسد » الفاظ « خود » و « خودش » جز تأكيد يك موضوع بسيط براى قضيه نيست و قيدى بر ذات موضوع اضافه نمىكند . تنها فايده حيثيت اطلاقيه اين است كه بيان مىكند موضوع براى پذيرش محمول از هر قيد و شرطى آزاد است ، و هيچ امر مغاير با موضوع در ثبوت حكم براى موضوع و به ديگر سخن ، در موضوعيت موضوع قضيه ، نقشى ندارد . « 1 » حيثيت تعليليه حيثيت تعليليه در قضايايى فرض مىشود كه حكم محمول براى موضوع مستند به علّتى از علل مىباشد ، اما اين استناد در متن قضيه ذكر نشده ، و در نتيجه موضوع بدون تقيّد به آن علت ، موضوع حكم قرار گرفته است . مثلا در قضيه « انسان خندان است » ، ثبوت خندان براى انسان ، معلول علتى است ( تعجب و شگفت زده شدن ) ، اما اين علّت در متن قضيه منعكس نشده است . وظيفه حيثيت تعليليه در قضايا اين است كه همواره واسطه در ثبوت حكم براى موضوع است ، نه واسطه در عروض حكم . مانند گرما كه واسطه در ثبوت انبساط براى فلز است ، و يا واجب الوجود كه واسطه در ثبوت وجود براى موجودات ممكن است . « 2 »

--> ( 1 ) شرح مصطلحات فلسفى ، ص 82 ، با اندكى تصرف . ( 2 ) همان منبع ، ص 83 ، با اندكى تصرف .