مجتبى ملكى اصفهانى
297
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
مىباشد ، به عبارت ديگر : قصد شارع مبنى بر جلب منفعت و دفع ضرر را « حكمت » گويند . - فرق بين حكمت و علّت : در تعريف علّت ، قيد « منضبط » اخذ شده است ، ولى در تعريف حكمت ، اين قيد اخذ نشده است . بههمينجهت ، شارع حكمت را اماره بر حكم خود قرار نداده است ، به خلاف علّت ، كه حكم از حيث وجود و عدم ، داير مدار آن است « 1 » . به تعريف « علّت » در عنوان « حكم » رجوع شود . حكمت الهى حكمت الهى علمى است كه از احوال موجود ، از آن جهت كه موجود است بحث مىكند . توضيح مطلب : يك موجود احكام گوناگونى دارد . پارهاى از اين احكام به شكل و قالب خاصى كه آن موجود به خود گرفته مربوط مىشود ، و بخش ديگر به شكل و قالب خاص آن وجود مربوط نيست ، بلكه در رابطه با اصول « موجوديّت » آن است . به عنوان مثال ، آهن از آن جهت كه موجودى است در اين قالب و با اين ماهيت خاص و متمايز از ديگر موجودات و بلكه ديگر فلزات ، داراى احكام ويژهاى مىباشد . وزن مخصوصى دارد ، نقطهء ذوب معينى دارد ، رنگ و وزن و خصوصيات مختلف ديگرى دارد كه همگى به « آهن بودن » آن مربوط مىشود . اما همين آهن داراى احكام ديگرى نيز هست ، مثلا : معلول
--> ( 1 ) الاصول العامة ، ص 310 .