مجتبى ملكى اصفهانى

285

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

يعنى « از آبادى سؤال كن » در اين مثال ، كلمه‌ى « اهل » حذف شده است و مقصود اين است كه از اهل آبادى سؤال كن . اين حذف كلمه‌ى « اهل » ، سبب مجازيت استعمال شده است . 2 - زياد كردن . گاهى نيز زياد كردن كلمه‌اى سبب مجازيت مىشود . مثلا آيه‌ى شريفه‌ى 11 سوره‌ى شورى مىفرمايد : لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ يعنى « چيزى مثل او ( خداوند ) نيست » . در اين مثال ، حرف « كاف » از حروف زايد است ، زيرا مقصود اين است كه چيزى مثل خداوند نيست ، نه اينكه چيزى مثل مثل او نيست . 3 - نقل . مقصود از اين قسم مجاز اين است كه كلمه‌اى از موضوع له خود به معناى ديگرى نقل شود و در آن معناى دوم به صورت مجازى استعمال شود . « 1 » تقسيمات ديگرى نيز براى مجاز گفته شده مانند تقسيم به مجاز متعارف ؛ مجاز راجح ؛ مجاز مشهور . - علامتهاى حقيقت و مجاز : اگر اهل لغت تصريح كنند ، يا خود انسان اهل لغت باشد و به هر صورت معلوم شود كه فلان لفظ براى فلان معنى وضع شده است ، شكى نيست كه استعمال لفظ در معناى موضوع له خود حقيقت و در معناى ديگر مجاز است . ولى گاهى انسان شك مىكند كه آيا استعمال لفظ مخصوصى در معناى مخصوصى حقيقت است تا نياز به نصب قرينه نباشد ؛ يا اينكه استعمال مجاز است تا نياز به نصب قرينه باشد ؟ اصوليين براى معلوم كردن حقيقت و مجاز علامتهاى متعددى ذكر

--> ( 1 ) تقريرات مجدد شيرازى ، ج 1 ، ص 225 .