مجتبى ملكى اصفهانى

286

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

كرده‌اند كه مهم‌ترين آنها چهار علامت است . 1 - تصريح واضع : يعنى واضع تصريح كند كه اين لفظ را براى اين معنى وضع كردم . 2 - تبادر : تبادر يعنى انسباق معنى به ذهن از نفس لفظ ، بدون وجود و كمك قرينه حاليه يا مقاليه ، براى اهل هر زبانى . اگر كسى ، خود اهل لغت باشد ، انسباق معنى به ذهن خود او علامت حقيقت است . ولى اگر خود ، اهل آن زبان نباشد ، تبادر معنى به ذهن اهل آن زبان براى او علامت حقيقت است . 3 - عدم صحت سلب و صحت سلب و عدم صحت حمل و صحت حمل : توضيح : اگر سلب لفظ از معنايى كه شك داريم اين لفظ براى آن وضع شده صحيح نباشد ، اين نشانه حقيقت است ، ولى اگر سلب لفظ از معناى مشكوك صحيح باشد ، نشانه مجاز بودن استعمال لفظ در آن معنى است . و همچنين صحت حمل لفظ بر معنايى را كه شك داريم لفظ براى آن وضع شده است ، علامت حقيقت ، و عدم صحت حمل را علامت مجاز دانسته‌اند . مرحوم مظفر قدّس سرّه بعد از ذكر اين دو علامت ، به بيان چگونگى كاربرد آنها مىپردازد . « 1 » 4 - اطّراد و عدم اطّراد : اطّراد عبارت است از صحت استعمال لفظ در معناى مشكوك ، در هر حال و درهرصورت و در تمام مصاديق . پس اگر استعمال لفظ در تمام مصاديق معناى مشكوك و در هر حال صحيح بود ، اين علامت حقيقت است و عدم اطّراد علامت مجاز است .

--> ( 1 ) اصول الفقه ، ج 1 ، ص 22 .