مجتبى ملكى اصفهانى

284

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

الف : تقسيم مجاز به اعتبار نسبت : مجاز به اعتبار نسبت سه قسم است : 1 - مجاز لغوى . هرگاه لفظ در غير موضوع له لغوى خود ، به اعتبار تناسب بين دو معنى استعمال شود ، مجاز لغوى است . 2 - مجاز عرفى عام . مجاز عرفى عام يعنى استعمال لفظ در غير موضوع له عرفى عام ، به جهت تناسب بين دو معنى . 3 - مجاز عرفى خاص . مجاز عرفى خاص يعنى استعمال لفظ در معنايى غير از معنايى كه عرف خاص لفظ را در آن استعمال كرده است ، به جهت علاقه بين دو معنى . ب : تقسيم مجاز به اعتبار محل : مجاز به اعتبار محل ، سه قسم است : 1 - مجاز مفرد . اين مجاز وقتى است كه كلمه‌اى در غير موضوع له خود استعمال شود مانند : شيرى را ديدم كه تيراندازى مىكرد . در اين مثال ، تنها لفظ « شير » در معناى مجازى ( انسان ) استعمال شده است . 2 - مجاز مركب . هرگاه مجاز در اسناد باشد ، آن را « مجاز مركب » گويند مانند : بهار گياه را روياند . در اين مثال ، بهار روياننده نيست و نسبت روياندن به بهار ، مجاز در نسبت است . 3 - مجاز مفرد و مركب . چنين مجازى وقتى است كه هم در مفرد مجاز باشد و هم در اسناد مانند : ديدن ماه روى تو مرا زنده كرد . در اين مثال ، مقصود از زنده كردن ، شاد كردن است و نسبت دادن زنده كردن به ماه‌صورت نيز مجاز است . ج : تقسيم مجاز به اعتبار سبب مجاز : مجاز به اعتبار سبب نيز سه قسم است : 1 - حذف . ممكن است سبب مجاز ، حذف باشد . مثلا آيه‌ى 82 سوره‌ى يوسف مىفرمايد : وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ