مجتبى ملكى اصفهانى
274
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
- اسباب حكم عقل عملى به حسن و قبح : سؤال : چه چيز باعث حكم عقل عملى به شايسته و سزاوار بودن انجام يا ترك فعل مىشود ؟ آيا سببى دارد ، يا اينكه بدون سبب و بىحساب و كتاب ، عقل عملى فعلى را شايسته انجام و فعل ديگر را سزاوار ترك مىداند ؟ پنج سبب براى حكم عقل عملى به حسن و قبح افعال ذكر شده است . برخى از اين اسباب مورد قبول همهى علما است و برخى موجب اختلاف بين اشاعره و غير اشاعره از شيعه و معتزله در مسألهى حسن و قبح عقلى شده است . 1 - انسان ببيند كه فعلى موجب كمال نفس يا نقص نفس است . همين ادراك عقل ، انسان را وادار مىكند كه حكم به حسن يا قبح اين فعل كند تا اينكه كمال را تحصيل كند يا نقص را دور نمايد . 2 - انسان ببيند كه فعل فى نفسه ، يا به جهت منفعت عام يا خاصى كه دارد ، با نفس سازگار است ، يا سازگار نيست . آنگاه زيبايى يا زشتى فعل را درك مىكند و ملاك را هم سازگارى و ناسازگارى با نفس مىداند . سپس اين ادراك كمال و نقص و سازگارى و عدم سازگارى با نفس ، يا در يك واقعه جزئى خاص است و يا به صورت ادراك يك امر كلى است ؛ اگر ادراك در يك واقعه جزئى خاص بود ، مىفهميم كه اين ادراك عقل بما هو عقل نبوده ، زيرا كار عقل ادراك امور كلى است . پس اين ادراك به وسيلهى قوهى حس يا وهم يا خيال بوده است . بنابراين ، هرچند چنين ادراكى نيز ممكن است مدح و ذم را به دنبال داشته باشد ، ولى اين مدح و ذم را مىتوان عاطفى ناميد . ولى اگر ادراك مربوط به يك امر كلى بود ، مثل اينكه عقل حكم كند به زيبايى علم و