مجتبى ملكى اصفهانى
275
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
شجاعت چون موجب كمال هستند ، و يا حكم كند به زيبايى عدل چون عدالت مستلزم يك مصلحت عمومى يعنى حفظ نظام زندگى و بقاى نوع انسان است ؛ در اين صورت چنين ادراكى با قوهى عقل بما هو عقل خواهد بود ، و در نتيجه مدح و ستايش همهى عقلا را به دنبال خواهد داشت . و همينطور نسبت به فعل قبيح و زشت . اين قبيل احكام عام عقلى را كه از نوع قضاياى مشهوره « 1 » هستند ، آراى پسنديده مىنامند و اين قسم از افعال محل بحث و مورد اختلاف است . بنابراين ، روشن شد كه مقصود اماميه از حسن و قبح عقلى اين است كه حسن و قبح عقلى از آراى پسنديده و قضاياى مشهورهاى هستند كه مورد قبول همهى عقلا ، به اعتبار عاقل بودنشان است . 3 - سبب سوم از اسباب حكم به حسن و قبح ، خلق انسانى است . مثلا وجود خلق و خوى سخاوت در وجود انسان موجب مىشود كه انسان افعال مبتنى بر بخشندگى را زيبا و شايسته ستايش و افعال ناشى از بخل را زشت و سزاوار ترك بداند . 4 - سبب چهارم عاطفه است . مثلا مىبينيم كه انسان اذيت و آزار حيوانات را زشت مىداند و كمك به ضعيفان و بيماران را پسنديده و زيبا مىداند . ولى اين
--> ( 1 ) قضاياى مشهوره در مقابل قضاياى ضرورى يقينى ( اوليات يقينى ) قرار دارند . تفاوت قضاياى مشهوره با قضاياى ضرورى : 1 - در قضاياى مشهوره حاكم عقل عملى است ، و در قضاياى ضرورى حاكم عقل نظرى است . 2 - قضاياى مشهوره واقعيتى جز تطابق آراى عقلا ندارند ، ولى قضاياى ضرورى واقع خارجى دارند . 3 - در قضاياى مشهوره لازم نيست كه هر عاقلى اگر فى نفسها آن را ملاحظه كرد حكم به آن كند و آن را قبول نمايد ، ولى در قضاياى ضرورى تنها تصور صغرى و كبراى قضيه كافى است تا هر عاقلى در اولين وهله حكم به آن كند . مثل قضيه كل بزرگتر از جزء است .