مجتبى ملكى اصفهانى
271
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
اول : در امكان اينكه شارع حجيّت اين قطع را نفى كند و از اخذ به آن نهى نمايد . دوم : بعد از فرض امكان نفى حجيّت اين قطع از سوى شارع ، آيا شارع از اخذ به حكم عقل نهى كرده ، هرچند حكم عقل مستلزم قطع باشد ؟ سوم : بعد از فرض عدم امكان نفى حجيّت قطع از سوى شارع ، آيا معناى حكم شرع برطبق حكم عقل ، امر و نهى شارع است ، يا معناى حكم شرع برطبق حكم عقل اين است كه شارع مىداند كه اين فعل شايسته انجام دادن است و آن فعل شايسته ترك و بنابراين ، امر و نهى شارع نياز به دليل ديگرى دارد ؟ اين چهار امر مورد بحث است . اكنون براى روشن شدن مطلب و تعيين محل بحث بايد به توضيح مطالب فوق بپردازيم . - معنى حسن و قبح : حسن و قبح در سه معنى استعمال شدهاند : 1 - مراد از حسن و قبح كمال و نقص است . يعنى هر چيزى كه موجب كمال باشد نيكوست و هر چيزى كه مستلزم نقص باشد زشت است . مثلا علم چون موجب كمال است نيكوست و جهل چون موجب نقص است زشت است . اين معناى حسن و قبح ، صفت افعال اختيارى و متعلقات افعال است . در اين معناى حسن و قبح اختلافى نيست و حتى اشاعره نيز ظاهرا اين معنى را قبول دارند . اين قسم از حسن و قبح ، امر واقعى خارجى است و با اختلاف سليقه و رأى ، مختلف نمىشود و متوقف بر ادراك و تعقل كسى هم نيست . يعنى حسن و قبح به معناى كمال و نقص ، حقيقتى خارجى و واقعى است كه چه كسى به اين