مجتبى ملكى اصفهانى

259

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

توقف اين كلمه در علم اصول فراوان استعمال مىشود . در مباحث مختلف مانند بحث « اصالة الحظر و الاباحه » ، « تعارض » ، « استصحاب » و بسيارى از مباحث ديگر مىبينيم كه عده‌اى توقف كرده‌اند ، يعنى نزد ايشان هيچ‌كدام از اقوال موجود در آن بحث ، از دليل كافى براى اثبات برخوردار نبوده و قائلين به هر قولى نتوانسته‌اند مختار خود را ثابت كنند ، بنابراين قائلين به توقف گفته‌اند : ما توقف مىكنيم ، يعنى در اين مسئله ملتزم به هيچ‌كدام از اقوال موجود نمىشويم . هرچند در واقع ، انسان يا فاعل است يا تارك . جبر به عنوان « اختيار » و « اراده » رجوع شود . جمع تبرعى به عنوان « الجمع مهما امكن اولى من الطرح » رجوع شود . جمع دلالى به عنوان « الجمع مهما امكن اولى من الطرح » رجوع شود . جمع عرفى جمع عرفى ، همان جمع دلالى است . به عنوان « الجمع مهما امكن اولى من الطرح » رجوع شود .