مجتبى ملكى اصفهانى
241
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
تقليد تقليد در لغت به معناى قلاده به گردن انداختن است . « 1 » - تقليد در اصطلاح : عبارتهاى مختلفى در معناى اصطلاحى تقليد بيان شده است . برخى تقليد را التزام به عمل به قول غير مىدانند ، و لو اينكه عمل هم نباشد « 2 » ، و برخى تقليد را عبارت از عمل به قول غير مىدانند . « 3 » ولى تقريبا همه اتفاق دارند كه التزام يا عمل به قول غير ، بدون طلب و سؤال از حجّت و دليل است . « 4 » از مجموع عبارتها چنين استفاده مىشود كه تقليد در اصطلاح عبارت است از : استناد به قول مجتهد در مقام عمل ؛ يعنى ، مكلف در اعمال شرعى فرعى خود به گفتهء مجتهد تكيه و استناد مىكند ، بدون توجه به دليل آن گفته . - ادلّه جواز تقليد : برخى از ادلّه ، مربوط به جواز تقليد شخص عامى از مجتهد است ، و برخى
--> ( 1 ) علات اينكه پيروى كردن شخص از ديگرى در مقام عمل را تقليد مىگويند به اين خاطر است كه شخص مسئوليت اعمال و افعال خود را به گردن مجتهد مىاندازد ، و يا اينكه شخص فتواى مجتهد و اقوال او در احكام شرعى فرعى را به گردن خود مىاندازد . و اين اختلاف ناشى از اختلاف در معناى لغوى تقليد است . به كتابهاى لغت از جمله : لسان العرب ، مفردات راغب ، مقاييس اللغة و مصباح المنير مراجعه شود . ( 2 ) عروة الوثقى ، ج 1 . التقليد ، مسئله 8 ؛ الكفاية ، ج 2 ، ص 434 . ( 3 ) معالم الاصول ، ص 236 ؛ درر الفوائد ، ص 702 ؛ الاحكام آمدى ، ج 2 ، ص 445 ؛ ارشاد الفحول ، ص 265 ؛ بحوث الاصول ، الاجتهاد و التقليد ، ص 14 . ( 4 ) همان منابع و جمع الجوامع ، ج 2 ، ص 392 ؛ المستصفى ، ج 2 ، ص 238 ؛ الفصول ، ص 411 ؛ الوافية ، ص 299 .