مجتبى ملكى اصفهانى
231
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
ديد و تماشا « 1 » . در معناى اصطلاحى تعارض نيز همين اصل لحاظ شده است و به اعتبار اينكه هركدام از دو دليل متعارض خود را حاكى از واقع نشان مىدهد و مانع نمايش ديگرى مىشود ، آن را متعارض گفتهاند . تعارض مصدر باب تفاعل است ، و باب تفاعل براى مشاركت است . پس بايد دو طرف داشته باشد ، يعنى دو دليل باشند كه هركدام معارض ديگرى باشد ، به همين خاطر گفته مىشود : تعارض دليلين . و امّا تعارض در اصطلاح عبارت است از : منافات و تضاد دو دليل معتبر يا مدلول آنها « 2 » ؛ به عبارت ديگر : تعارض يعنى تكذيب دو دليل معتبر يكديگر را ، به گونهاى كه صدق هر دو ممتنع باشد . البته قيود ديگرى در تعريف تعارض ذكر شده است كه چون اين قيود در ضمن شروط تعارض آمده ، ما از ذكر آنها در تعريف خوددارى كرديم . - شروط تعارض : تحقق تعارض بين دو دليل يا مدلول آنها متوقف بر تحقق چند
--> ( 1 ) همين معنايى كه ذكر شد ، اصل واحد در ماده « عرض » است . و اما معانى مختلفى كه در كتب لغت ذكر شده است ، مانند : عارض : قابل ، و عرض : مرض ، و عرض : منع و عارض : جانب و عدل ، اينها همه از مصاديق اين اصل واحد هستند . براى آگاهى بيشتر به كتابهاى لغت ، خصوصا « لسان العرب » و . . . « التحقيق فى كلمات القرآن الكريم » مراجعه شود . ( 2 ) در اينكه آيا تنافى و تضاد بين دو دليل است يا بين مدلول آنها ، اختلاف است . برخى مانند مرحوم مظفر و صاحب كفايه معتقدند كه تنافى و تضاد بين دو دليل است ، ولى شيخ انصارى قدّس سرّه تنافى و تضاد بين مدلول آنها را معتبر مىداند . الكفاية ، ج 2 ، ص 376 ؛ اصول الفقه ، ج 2 ، ص 187 ؛ الرسائل ، ص 431 .