مجتبى ملكى اصفهانى
232
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
شرط است : 1 - يكى از دو دليل يا هر دوى آنها قطعى نباشند . زيرا اگر يكى از آنها قطعى باشد ، معلوم است كه ديگرى كاذب است . و قطعى بودن هر دو دليل نيز فى نفسه محال است و از شارع حكيم دو حكم متضاد صادر نمىشود . 2 - ظن فعلى معتبر بر حجيّت هر دو دليل وجود نداشته باشد ، زيرا حصول ظن فعلى معتبر به دو دليل متكاذب محال است ، همان گونه كه قطع به آنها محال بود . 3 - مدلول دو دليل با يكديگر منافات داشته باشند ، به گونهاى كه صدق هر دو محال باشد . يعنى دو دليل به گونهاى باشند كه تشريع و جعل آنها در واقع غير ممكن و ممتنع باشد . اگرچه اين امتناع از مدلول مطابقى يا تضمنى يا التزامى دو دليل استفاده نشود ، بلكه از امر ديگرى كه خارج از اين دو دليل است استفاده شود . مثل اينكه يك دليل مىگويد : روز جمعه نماز جمعه واجب است ، و دليل ديگر مىگويد : نماز ظهر واجب است . بين اين دو دليل در واقع ( ثبوتا ) تعارض و منافاتى نيست ، زيرا اجتماع وجوب دو نماز در يك زمان ممتنع نيست . ولى چون ما دليل داريم كه روز جمعه يك نماز بيشتر واجب نيست ، بنابراين در مقام وقوع ( اثبات ) با توجه به اين دليل سوم ، منافات و تكاذب بين دو مدلول است . 4 - هركدام از دو دليل داراى شرايط حجيّت باشند ، به گونهاى كه اگر دليل معارض نبود و فقط همان دليل وجود داشت ، واجب بود كه برطبق آن عمل كنيم . 5 - دو دليل ، متزاحم نباشند . فرق تعارض و تزاحم در ادامه مىآيد . 6 - يكى از دو دليل ، حاكم بر دليل ديگر نباشد . به عنوان « حكومت »