مجتبى ملكى اصفهانى

200

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

بين وصف و حكم اصل ، قياس را قياس « تخريج مناط » نامند . « 1 » تخريج مناط را مناسبت ، اخاله ، مصلحت ، استدلال و رعايت مقاصد نيز مىگويند . شوكانى استخراج اين مناسبت را « تخريج مناط » مىنامد . « 2 » مثلا شارع ربا در گندم را حرام كرده است ، و فقيهى چنين استنباط مىكند كه گندم چون پيمانه‌اى است ، ربا در آن حرام است ، و آنگاه در هر چيزى كه پيمانه‌اى باشد ، حكم به حرمت مىكند . اين نوع قياس از نظر شيعه حجّت نيست ، ولى گروهى از اهل تسنن آن را حجّت مىدانند . 3 - تنقيح مناط : به عنوان « تنقيح مناط » رجوع شود . تخصّص مولا مىگويد : علما را احترام كن . اكنون شخصى به نام خالد وجود دارد كه عالم نيست . پس احترام او لازم نيست ، چون از موضوع دستور مولا ( علما ) خارج است . اين نوع خارج بودن از موضوع را در اصطلاح « تخصص » گويند . به عبارت ديگر : تخصص عبارت است از خارج بودن حقيقى و وجدانى موردى از موضوع دليل . مثال ديگر : در شرع وارد شده است كه شراب حرام است ، ولى سركه حرام نيست چون سركه شراب نيست ، يعنى سركه تخصصا از موضوع

--> ( 1 ) الوافية ، ص 239 ؛ الاصول العامة ، ص 315 ؛ اصول الفقه خضرى ، ص 332 . ( 2 ) ارشاد الفحول ، ص 214 ؛ المسلك السادس .