مجتبى ملكى اصفهانى
190
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
از علماى فاسق و علماى نحوى را اكرام نكن . در اينجا ماده افتراق از ناحيه دليل اول ، عالم فقيه است و از ناحيه دليل دوم نحوى فاسق و ماده اجتماع عالم نحوى عادل است . در اينگونه موارد بايد نسبت اوليه ملاحظه شود و هركدام از دو دليل خاص ، مخصص عام قرار گيرد ، البته مادامىكه افراد دو خاص آنقدر زياد نباشند كه شامل جميع افراد عام شوند و يا تخصيص مستهجن باشد و الّا بايد يكى از دو خاص را مخصص عام قرار داد و ديگرى را رها كرد . - مثال دوام نسبت : هرگاه دليلى بگويد : علما را اكرام كن و دليل ديگر بگويد : اصوليين را اكرام نكن و دليل سومى بگويد : نحوىها را اكرام نكن و فرض كنيم كه نسبت بين دليل دوم و سوم تباين است . در اين صورت اگر دليل اول را با دليل دوم تخصيص بزنيم ، عنوان دليل اول ، عالم غير اصولى مىشود و نسبت بين دليل اول و دوم ، عموم و خصوص است ، ولى با آمدن دليل سوم و ملاحظه آن ، باز هم نسبت قبلى باقى مىماند . زيرا هر عالم نحوى ، عالم غير اصولى است و هر عالم غير اصولى ، عالم نحوى نيست ، مانند فقيهى كه مقدار كمى نحو مىداند . « 1 » انقياد به عنوان « تجرى » رجوع شود .
--> ( 1 ) اصطلاحات الاصول ، ص 91 .