مجتبى ملكى اصفهانى
178
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
محمولى بر موضوعى مترتب شد ، هيچگاه دگرگون نخواهد شد ، نه از حيث وجود و نه از حيث عدم . مثلا اگر شخصى در زمان گذشته و در فلان تاريخ معين كارى را انجام داده است ، آن كار با حفظ همه قيدهاى مربوط به خود ، ضرورة تحقق دارد و محال است از آن مرتبه وجودى حذف گردد . يعنى محال است اين شخص در فلان تاريخ معين و در همان مكان مشخص آن كار را انجام نداده باشد . همه امور مربوط به گذشته يا حال از چنين ضرورتى برخوردارند ، زيرا از حيث وجود يا عدم ، تعيّن يافتهاند ، ولى حوادث مربوط به آينده چون از حيث وجود يا عدم تعين نيافتهاند ، چنين ضرورتى ( ضرورت به شرط محمول ) ندارند و ممكن است در آينده واقع شوند يا واقع نشوند . اين امكان را « امكان استقبالى » گويند . 5 - امكان وقوعى : اين امكان در برابر امتناع وقوعى است . يعنى : اگر شيئى نه امتناع ذاتى داشته باشد و نه امتناع وقوعى ، آنگاه داراى امكان وقوعى است . توضيح مطلب : گاهى شىء به گونهاى است كه ذات آن ملاك حكم عقل به محال بودن آن است و حكم عقل به امتناع وقوع آن ، با قطع نظر از هر امر ديگرى است . مانند تقدم چيزى بر خود آن چيز ، يا تسلسل در علل . ولى گاهى عقل ، خود شىء را كه ملاحظه مىكند ، در ذات آن تناقضى نمىيابد ولى تحقق آن مستلزم محال است ، مانند وجود حرارت بدون وجود هر وسيله حرارتزا ، كه مستلزم تحقق معلول بدون علّتست . ولى اگر شيئى نه در ذات و نه در وقوع ، امتناعى نداشته باشد ، داراى امكان وقوعى است . امكان وقوعى در مرتبه بعد از امكان ذاتى قرار دارد .