مجتبى ملكى اصفهانى

176

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

امكان لفظ امكان در مباحث اصولى فراوان استعمال مىشود . مانند امكان در بحث ظن ، امكان در بحث اجتماع امر و نهى و موارد ديگر . ولى امكان در معانى متعددى به كار مىرود كه برخى تنها در فلسفه كاربرد دارند و برخى در ميان عامه مردم و برخى ديگر مراد و مقصود اصوليين است . براى آشنايى با معناى امكان ، اصطلاحات مختلفى را كه لفظ امكان در آنها به كار رفته بيان مىكنيم . 1 - امكان خاص يا خاصى : امكان خاص ، به معناى سلب ضرورت وجود و عدم از ذات شىء است . مثلا وقتى مىگوييم : انسان يك ممكن است ، يعنى ماهيت انسان فى نفسه ، با قطع نظر از هر عامل خارجى ، نه وجود براى آن ضرورى است ، نه عدم . اين امكان در مقابل وجوب و امتناع ذاتى قرار دارد و چون نسبت به قسم ديگر امكان ، كه امكان عام است ، محدودتر است ، لذا امكان خاص ناميده شده است و چون در تعبيرات خواص به كار مىرود ، امكان خاصى ناميده مىشود . 2 - امكان عام يا عامى : امكان عام در جايى است كه ضرورت از جانب مخالف قضيه سلب شود و بس . يعنى اگر در قضيه‌ى موجبه به كار رود ، امتناع را نفى مىكند ، ولى نسبت به وجود ساكت است ، يعنى وجود را نه نفى مىكند ، نه اثبات ؛ به همين خاطر امكان عام ، هم با وجود سازگار است مثل : خداوند ممكن است ، و هم با امكان خاص مثل : انسان ممكن است ؛ و اگر در قضيه سالبه به كار رود فقط وجوب را نفى