مجتبى ملكى اصفهانى
91
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
كفرآميز دارد . « 1 » كان كان بر دو قسم است : تامّه ؛ ناقصه . كان تامّه : هرگاه مفاد « كان » ثبوت نفس چيزى باشد ، آن را « تامّه » گويند . مانند : كان زيد . در اين مثال ، « كان » به معناى « وجد » است . به عبارت ديگر : مفاد « كان تامّه » فقط از وجود چيزى خبر مىدهد . كان ناقصه : وقتى است كه مفاد « كان » ثبوت چيزى براى چيزى باشد . به عبارت ديگر : وقتى بعد از ثبوت چيزى ، از اوصاف آن چيز خبر بدهيم ، مفاد « كان » ناقصه است . مانند : كان زيد قائما . تفاوت دو قسم « كان » در اين است كه اگر « كان » تامّه باشد ، خبر ندارد و اگر ناقصه باشد ، خبر دارد . كتاب لفظ « كتاب » اسم است براى « مكتوب » يعنى آنچه نوشته شده است . در عرف شرع و مسلمانان ، استعمال اين لفظ بر قرآن غلبه پيدا كرده است . به عنوان « قرآن » رجوع شود . فرق بين كتاب و رساله در اين جهت است كه كتاب ، كاملتر از رساله است ؛ به عبارت ديگر : در هر فن و موضوعى كه رساله و كتاب نوشته شود ، كتاب كاملتر از رساله است . « 2 » كتابى لفظ « كتاب » اضافه شده به « ياء » نسبت . مقصود از « كتابى » آن كسى است كه پيرو
--> ( 1 ) - كشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم : 2 / 1369 . ( 2 ) - همان مدرك : 1 / 859 و 2 / 1359 .