مجتبى ملكى اصفهانى
82
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
گرديده است . 3 - قلب در اصطلاح اصوليين عبارت است از نوعى از معارضه كه در آن نقض وجود داشته باشد . به عبارت ديگر : قلب عبارت است از تغيير عنوان پيدا كردن علّت به حكم و حكم به علّت و همچنين ، تبديل شدن وصفى كه شاهد براى خصم بود به وصفى كه شاهد بر ضد خصم است . 4 - قلب در اصطلاح اهل حديث عبارت است از اشتباه در ذكر سند حديث به ذكر سند حديث ديگر . به عبارت ديگر : قلب در اصطلاح اهل حديث وقتى است كه تمام يا قسمتى از سند يك حديث با سند حديث ديگر جابهجا و يا متن حديث با متن حديث ديگر و يا عبارت يك حديث دچار جابهجايى سهوى شود . قول لغوى « 1 » گفته شده كه يكى از عوامل انعقاد ظهور ، قول عالم علم لغت ( قول لغوى ) است . اگر از گفتهى عالم لغوى علم به وضع فلان كلمه براى فلان معنى حاصل شد ، بدون شك بايد براساس مؤدّاى اين علم حاصل شده عمل نمود زيرا متابعت از علم ، از جملهى آثار علم است . امّا اگر گفتهى لغوى موجب حصول علم نشد و تنها از اين گفته ظنّ حاصل شد چطور ؟ آيا به ظنّ حاصل از قول لغوى مىتوان اعتماد كرد و بر اساس آن حكم شرعى صادر نمود يا خير ؟ تا وقتى كه دليل معتبرى بر اعتبار و حجيّت ظنّ نداشته باشيم ، به هيچ
--> ( 1 ) - الكفاية : 2 / 65 ؛ عناية الاصول : 3 / 138 ؛ الرسائل : 45 ؛ الذريعة : 1 / 13 ؛ نهاية الافكار : 94 ؛ اصول الفقه : 2 / 125 ؛ الكفاية با حواشى مرحوم مشكينى : 3 / 225 ؛ فوائد الاصول : 3 / 142 ؛ الاصول العامّة : 233 ؛ علم اصول الفقه : 224 ؛ تهذيب الاصول سبزوارى : 2 / 79 ؛ تهذيب الاصول : 2 / 166 ؛ العدّة : 1 / 38 .