مجتبى ملكى اصفهانى

51

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

بودن آن‌ها مىشود درحالىكه حرجى نيستند ؛ مثل : حجّ و پرداخت خمس و زكات ، بخصوص با توجّه به اينكه گفته شد : مقصود از عسر و حرج ، مطلق سختى و تنگنا نيست ، بلكه سختى و تنگنايى مقصود است كه معمولا تحمّل آن براى اغلب مردم مشكل است ، علاوه بر اينكه توجّه به آثار اين تكاليف ، مفيد بودن آن‌ها براى جامعه را روشن مىسازد . 2 - آن تكاليف حرجى كه ناشى از اعمال و رفتار نادرست خود مكلّف هستند ؛ مثل قصاص ، ديه و امثال آنكه مكلّف به اختيار خود در اين امور حرجى واقع شده است . 3 - آن تكاليف حرجى كه چه‌بسا مشروعيّت و اعتبار آن ساقط مىشود ؛ مثلا : اگر وضو گرفتن در شب سرد زمستان به گونه‌اى سخت باشد كه معمولا غير قابل تحمّل است ، مىتوان گفت : چنين وضويى واجب نيست ، ولى آنچه مهمّ است اينكه : وضو براى اغلب مردم اين‌گونه باشد و اين جاى بحث دارد . در اين سه قسم تكليف ، بحثى نيست . زيرا يا اينكه اصلا حرجى در كار نيست ، يا حرج از جانب خود مكلّف ايجاد شده و يا حكم وجوب فعلى موجود نيست ؛ مثل قسم سوّم . 4 - قسم چهارم از تكاليف حرجى ، تكاليفى است كه همراه با زحمت و مشقّت فراوان و طاقت‌فرسايى بوده و در عين حال مىبينيم كه شارع آن‌ها را واجب كرده است . در اين قسم تكاليف كه لسان ادلّه‌ى آن‌ها ضررى است ، بايد قائل به تخصيص عموم قاعده نفى عسر و حرج شد و اين تخصيص هيچ منافاتى با منّت گذاردن خداوند - تبارك و تعالى - از ناحيه‌ى تشريع قاعده نفى عسر و حرج ندارد ، زيرا هركجا تخصيص منافات با منّت داشت ، چنين تخصيصى را قبول نمىكنيم ، ولى اگر تخصيص منافات با منّت نداشت ، آن را قبول مىكنيم . كما اينكه در مثل جهاد ، اگر به آثار مفيد آنكه سركوب دشمن و بقاء و سربلندى مسلمين و عزّت و