مجتبى ملكى اصفهانى

133

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

متكلّم بگويد : خالد مسافر است . اين صورت سوّم است كه محل بحث است . آيا استعمال مسافر نسبت به خالد كه قبلا مسافر بوده حقيقت است يا مجاز ؟ 3 - آيا متّصف شدن ذات به صفت در تمام مشتقّات يكسان است ؟ خير ! تلبّس به مبدأ در مشتقّات متفاوت است . گاهى مبدأ از امور فعلى است مانند قيام و جلوس كه بدون شكّ هركس تا وقتى ايستاده است متّصف به قائم است و تا وقتى نشسته است ، متّصف به جالس است . و گاهى مبدأ از امورى است كه به صورت ملكه در ذات قرار و ثبات پيدا مىكند مانند طبيب و قاضى كه به اين اشخاص تنها در حالت طبابت و قضاوت نمىگويند طبيب و قاضى زيرا مبدأ اتّصاف طبيب و قاضى وجود ملكه‌ى طبابت و قضاوت در وجود آن‌ها است و لذا در زمان عدم اشتغال به طبابت و قضاوت نيز چون آن ملكه در وجود آن‌ها هست به اين صفات متّصف مىشوند . و گاهى مبدأ از قبيل حرفه‌ها و مشاغل است مانند نجّار ، خياط و بنّا . در اين قسم و قسم قبلى ، تنها با زوال و از بين رفتن ملكه و آن شغل يا حرفه است كه مىتوان گفت آيا استعمال مشتق در هركدام از اين معانى حقيقت است يا مجاز ؟ اكنون برگرديم به پاسخ سؤال . در حقيقت يا مجاز بودن استعمال مشتق در ذاتى كه قبلا متّصف به صفتى بوده و اكنون آن صفت زايل شده چند قول وجود دارد كه مهم‌ترين آن‌ها دو قول است : اوّل : مشتق حقيقت است در ذاتى كه در حال نسبت متّصف به صفت باشد و استعمال آن در ذاتى كه صفت از آن زايل شده مجاز است . اين قول در ميان اصوليين مشهور است . عمده و مهم‌ترين دليل ايشان نيز تبادر است .