مجتبى ملكى اصفهانى

132

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

هستند و حال آنكه اين كلمات به نظر اصوليين مشتق نيستند زيرا فعل ، حاكى از ذات و عنوان براى ذات نيست . بنابراين برخى كلمات به نظر علماى نحوى مشتق هستند و اصوليين آن‌ها را مشتق نمىدانند مانند فعل ، و برخى كلمات هستند كه به عقيده‌ى اصوليين مشتق هستند و نحوىها آن‌ها را جامد مىدانند مانند زوج ، زوجه و عبد و . . . ، و برخى كلمات هستند كه هم اصوليين و هم نحوىها آن‌ها را مشتق مىدانند مانند اسم فاعل و اسم مفعول . در نتيجه ، نسبت بين مشتق نحوى و اصولى عموم و خصوص من وجه است . 2 - محل نزاع در مشتق كجاست ؟ استعمال مشتق در معناى خود به سه صورت است : الف : استعمال مشتق در معناى خود در حالى كه آن ذات متّصف به آن صفت است . مثلا در حالى كه خالد در سفر است گفته شود : خالد مسافر است . همه‌ى اصوليين اتّفاق نظر دارند كه استعمال مشتق در اين حالت حقيقت است و اين صورت از محل بحث خارج است . ب : استعمال مشتق در معنايى كه هنوز متّصف به آن صفت نشده است ولى در آينده متّصف به آن صفت خواهد شد . مثلا قرار است خالد در آينده به سفر برود ولى اكنون قبل از رفتن خالد به سفر متكلّم بگويد : خالد مسافر است . در اين صورت نيز همه اتّفاق دارند كه استعمال مشتق ( مسافر ) در ذاتى ( خالد ) كه هنوز متلبّس به آن صفت ( مسافر ) ، مجاز است . اين صورت نيز از محل بحث خارج است . ج : صورت سوّم ، جايى است كه ذات قبلا متّصف به صفت بوده ولى اكنون داراى آن صفت نيست ولى متكلّم مشتق را در اين ذاتى كه اكنون فاقد آن صفت است استعمال كند . مثلا خالد چند روز قبل به مسافرت رفت و برگشت و اكنون