مجتبى ملكى اصفهانى
131
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
مشتق « 1 » وضو يا غسل با آبى كه با حرارت خورشيد گرم شده است كراهت دارد . مقدارى آب با حرارت خورشيد گرم شده و سپس همان آب خنك شده است . آيا وضو يا غسل با اين آب هم كراهت دارد يا نه ؟ جواب اين سؤال بستگى به اين دارد كه « آب گرم شده با حرارت خورشيد » را بر اين آبى كه اكنون خنك شده است هم صادق بدانيم يا نه . آنچه در علم اصول مطرح است يافتن پاسخ همين سؤال است . ولى قبل از بيان پاسخ سؤال فوق بايد مطالبى بيان شود . 1 - مقصود از مشتق در اصطلاح اصوليين چيست ؟ مشتق در اصطلاح اصوليين عبارت است از هر لفظى كه بر شخص يا چيزى اطلاق شود و بيانگر صفت يا حالتى در آن شخص يا چيز باشد . به گونهاى كه آن شخص يا چيز بدون آن صفت يا حالت نيز وجود داشته باشد ؛ خواه آن صفت يا حالت از امورى باشد كه در ذات حلول مىكند مانند حىّ ( زنده بودن ) و حارّ ( داغ بودن ) و خواه از امورى باشد كه از ذات صادر مىشود مانند ضارب ( زننده ) و خواه از امورى باشد كه از ذات انتزاع مىشود مانند مالكيت . امّا مشتق در اصطلاح ادبى آن مقابل جامد است و اهل لغت كلماتى مانند زوج ، زوجه ، عبد ، حر و . . . را مشتق نمىدانند در حالى كه اين كلمات در اصطلاح اصوليين در زمرهى مشتقّات هستند . از طرفى كلماتى مانند فعل ماضى و مضارع از قبيل مشتقّات در اصطلاح نحوى
--> ( 1 ) - الكفاية : 1 / 57 ؛ اصول الفقه : 1 / 47 ؛ تمهيد القواعد : 85 ؛ الوافية : 62 ؛ الفصول : 60 ؛ اصطلاحات الاصول : 244 ؛ المحصول رازى : 1 / 85 ؛ تهذيب الاصول سبزوارى ( ره ) : 1 / 37 .