مجتبى ملكى اصفهانى
128
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
مسئلهى اصولى « 1 » قاعده يا مسألهاى كه براى تشخيص احكام شرعى و وظايف عملى كلّى آماده شده و اختصاص به باب يا موضوع خاصّى نداشته باشد و متن آن نيز حكم شرعى نباشد را « مسئلهى اصولى » گويند . چه فرقى هست بين « مسئلهى اصولى » و « مسئلهى فقهى » و « قاعدهى فقهى » ؟ به عنوان « قاعده » رجوع شود . مسئلهى فقهى « 2 » مسئلهى فقهى دربردارندهى بحث از حكم موضوعات خاص تكليفى يا وضعى است . به عنوان « قاعده » رجوع شود . مسائل « 3 » مسائل جمع « مسئله » است و عبارت است از قضايايى كه در هر علمى براى اثبات آنها برهان اقامه مىشود و غرض از آن علم ، شناخت آنها است . به عبارت ديگر : مسائل هر علم ، يكى از اجزاى آن علم است كه غرض آن علم ، شناخت آنها است و براى شناخت آنها برهان اقامه مىشود . اجزاى هر علم عبارت است از : 1 - موضوع علم : هر چيزى است كه در آن علم از عوارض ذاتى آن موضوع بحث مىشود . 2 - مبادى : عبارت است از حدود و اجزا و اعراض و مقدّمات بديهى يا نظرى علم . 3 - مسائل علم . مستثنى مستثنى عبارت است از آنچه كه بعد از « الّا » و ساير ادات استثنا مىآيد و از
--> ( 1 ) - القواعد الفقهيّة : 1 / 22 . ( 2 ) - المحصول سبحانى : 1 / 41 . ( 3 ) - كشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم : 2 / 1525 .