مجتبى ملكى اصفهانى
111
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
است كه متعلّق حكم قرار مىگيرد . 2 - وجود خارجى است كه متعلّق احكام قرار مىگيرد . البتّه با اين پيش فرض كه قائل به اصالت وجود باشيم . 3 - آنچه متعلّق حكم قرار مىگيرد ، ماهيّت خارجى شىء موجود است . 4 - مفهوم عنوانى كه در ظاهر دليل اخذ شده است متعلّق حكم است . 5 - خارجيّت عنوان مأخوذ در ظاهر دليل است كه متعلّق حكم واقع مىشود . « 1 » مرحوم آخوند خراسانى ( ره ) معتقد است كه متعلّق احكام ، وجود خارجى است ، « 2 » هرچند براى اشاره به اين وجود خارجى بايد از عنوان استفاده نمود و به وسيلهى اسم و عنوان ، به متعلّق واقعى احكام كه فعل مكلّف است اشاره نمود . متواتر تواتر در لغت عبارت است از پشت سر هم قرار گرفتن و پياپى بودن امور متعدّد ، يكى بعد از ديگرى ، مانند كلام خداوند - تبارك و تعالى - ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا « 3 » . آنگاه رسولانمان را پىدرپى فرستاديم . در اصطلاح اصوليين متواتر عبارت است از خبر گروهى كه از جهت تعداد مخبرين به حدّى برسد كه معمولا همدستى آنها بر كذب محال و غيرممكن باشد « 4 » و خود آن خبر مفيد علم باشد . بنابراين ، عدد مشخصى را نمىتوان براى تحقّق متواتر مفيد علم ذكر كرد زيرا موقعيت و شرايط خبردهندگان و موضوع خبر متفاوت است و در هر موردى براساس مقتضى آن مورد مىتوان حكم به حصول
--> ( 1 ) - الكفاية با حواشى مرحوم مشكينى : 2 / 133 . ( 2 ) - همان مدرك . ( 3 ) - المؤمنون / 44 . ( 4 ) - الوافية : 157 .