مجتبى ملكى اصفهانى

107

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

نظرى هر علمى . هر علمى سه جزء دارد : 1 - موضوع علم . 2 - مبادى علم . 3 - مسائل آن علم . مبادى تقسيماتى دارد : 1 - مبادى احكاميّه : مثلا در علم اصول فقه ، مسائلى را كه در آن‌ها بحث از حال احكام ، بما هى مىشود ، از آن جهت كه آن احكام ، احكام جعلى استقلالى يا انتزاعى هستند ، « مبادى احكاميه » يا « مبادى خاص علم اصول » گويند ، مانند بحث مقدّمه واجب و نهى از ضد و اجتماع امر و نهى . « 1 » 2 - مبادى تصوّريّه : امورى هستند كه موجب شناخت موضوع يا محمول مىشوند ، مانند تعريف هر علم ، موضوع آن علم و غرض و فايده آن علم . « 2 » 3 - مبادى تصديقيّه : ادلّه و امورى هستند كه موجب حكم به ثبوت يا عدم ثبوت محمول براى موضوع مىشوند . « 3 » مبادى عاليه گفته شده كه : مبادى عاليه عبارت از عقل و نفس آسمانى است « 4 » مبهم « 5 » مبهم در لغت به معناى : فروبسته ، پوشيده و مستور است و در اصطلاح اصوليين عبارت است از آنچه كه مجمل باشد . به عنوان « مجمل » رجوع شود . و امّا از ديدگاه علماى حديث ، مبهم ، آن راوى حديثى است كه اسم او به جهت رعايت اختصار ذكر نشده باشد .

--> ( 1 ) - اجود التقريرات : 1 / 13 . ( 2 ) - همان مدرك . ( 3 ) - همان مدرك . ( 4 ) - كشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم : 2 / 1427 . ( 5 ) - همان مدرك : 1433 .