مجتبى ملكى اصفهانى

102

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

نوع كنايه است كه موصوف آن ( مردم‌آزار ) در آن ذكر نشده است . « 1 » كنايه مباحث فراوان ديگرى نيز دارد كه علماى علم بلاغت متعرّض آن‌ها شده‌اند . كون « 2 » كون در اصطلاح حكماء عبارت است از آنچه كه مقابل « فساد » است . كون و فساد در عرف حكماء بر دو معنى اطلاق مىشود : 1 - پيدا شدن يك صورت نوعى و از بين رفتن صورت نوعى ديگر . پيدا شدن يك صورت نوعى را « كون » و از بين رفتن يك صورت نوعى را « فساد » گويند . 2 - وجود بعد از عدم و عدم بعد از وجود را نيز « كون » و « فساد » گويند . البتّه گفته شده كه : در تحقّق « كون » و « فساد » در دو معناى فوق ، قيد « به يك‌باره » شرط است . « 3 » يعنى پيدا شدن و از بين رفتن ، و وجود و عدم تدريجى را « كون » و « فساد » نمىگويند . كيف مقصود از « كيفيّت » ، چگونگى است . فلاسفه در تعريف « كيفيّت » گفته‌اند : كيفيّت ، عرض ثابتى است كه ذاتا نه قسمت مىپذيرد و نه نسبت . در اين تعريف با قيد « ثابت » ، حركت ، زمان ، فعل و انفعال و با قيد « قسمت نمىپذيرد » ، كميّت و با قيد « نسبت نمىپذيرد » ، ساير عرض‌هاى نسبت‌پذير از دايره شمول تعريف خارج شده‌اند . تقسيمات كيفيّت : « 4 » 1 - كيفيات محسوس . 2 - كيفيات مخصوص به كميت‌ها . 3 - كيفيات استعدادى .

--> ( 1 ) - كشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم : 2 / 1384 . ( 2 ) - همان مدرك : 1392 . ( 3 ) - همان مدرك . ( 4 ) - همان مدرك : 1394 و شرح مصطلحات فلسفى : 138 .