الشريف المرتضى

مقدمهء مصحح 44

الذريعة إلى أصول الشريعة

« شرح نهج البلاغهء ، ابن أبي الحديد » و « أعيان الشيعهء ، امين عاملي » و « وفيات الأعيان ، ابن خلكان » و « الاحكام السلطانيهء ، ماوردى » و « يتيمة الدهر ، ثعالبى » و « روضات الجنات ، خوانسارى » و « ذريعهء ، تهرانى » و « فهرست كتابخانهء مركزى » وكتب ديگر مراجعه شده است ولى كتابي كه بيش از هر كتاب ديگر مورد استفاده واقع شد كتاب « أدب المرتضى » تأليف دكتر عبد الرزاق محى الدين بود كه ظاهرا بعنوان رسالهء دكترى تأليف يافته ودر سال 1957 در بغداد مطبعة المعارف به طبع رسيده است والحق از مفيدترين كتابهائى است كه در اين باب نوشته شده است . 2 - « تصحيح » : اينجانب در آغاز امر نسخهء « الف » را از دو نسخهء ديگر صحيح‌تر مىپنداشتم لذا در نظر داشتم كه أساس كار را بر آن نسخه قرار دهم وهرگاه اختلافى در دو نسخهء ديگر مشاهده شد در پاورقى قيد نمايم ، ولى بزودى بدست آوردم كه نسخهء « الف » نسبت به دو نسخهء ديگر از لحاظ صحت داراى مزيتى نيست ، از اين جهت بر آن شدم كه آنچه صحيح يا أرجح به نظرم ميرسد از هر نسخه باشد در متن وغير آنرا در پاورقى قرار دهم ، وتنها در صورتي نسخهء « الف » را مقدم بدارم كه نسخ با اختلاف تعبيرى كه دارند از لحاظ مفاد يكى باشند « 1 » . در صورتي كه نسخه‌ها همه غلط باشند به يكى از دو طريق عمل شده است : يا اينكه همان غلط در متن نهاده شده ودر پاورقى به صحيح آن اشاره شده است « 2 » ، ويا اينكه آنچه صحيح به نظر رسيده در متن ودر پاورقى به غلط بودن نسخ تعرض گرديده است « 3 » . نسخه بدلهائى كه در بعضي از نسخ در حاشية ويا بين سطور نوشته شده به پاورقى برده شده وبا علامت ( خ ل ) مشخص شده است « 4 » . در بعضي از موارد غلط قطعي بعضي از نسخ نيز به تبعيت از مرسوم به پاورقى برده شده است « 5 » . مخفى نماند كه اينجانب در تصحيح اين كتاب - گذشته از خود نسخ - از كتب متعدد ديگرى در لغت وأصول چون قاموس ، لسان العرب ، أقرب الموارد ، فرائد الأدب ( دنبالهء المنجد ) ، تهذيب ، نهاية الأصول ( خطى ، از علامه ) ، معالم ، قوانين ، فصول ، ضوابط ، وكتب ديگر استفاده كرده‌ام ، ودر مواقع لزوم نام آنها را با شمارهء جلد وصفحه در پاورقى برده‌ام ، ولى مهمترين كتابي كه مورد استفادهء اينجانب قرار گرفت كتاب عدة الأصول شيخ طوسي - عليه الرحمة - بود ، اين كتاب - چنانكه سابقا در تعريف كتاب « ذريعة » گذشت - با كتاب حاضر چه از لحاظ معنى وچه از لحاظ لفظ نهايت تشابه وهمانندى را دارد ، وچون خوشبختانه به چاپ نيز رسيده پس در تصحيح آن نيز تا حدى كوشش شده وبنابراين بيش از هر كتاب ديگر ميتوانست به تصحيح كتاب حاضر كمك كند ، متأسفانه تا أواسط چاپ كتاب حاضر اين نكته بر اينجانب مجهول بود ،

--> ( 1 ) - براي نمونه رجوع شود به ص 64 شماره 3 . ( 2 ) - مانند ص 6 شماره 5 ، وص 26 شماره 2 ، وص 56 شماره 8 ، وص 156 شماره 9 . ( 3 ) - رجوع شود به ص 240 شماره 10 ، وص 261 شماره 8 . ( 4 ) - مانند ص 11 شماره 10 وص 16 شماره 5 . ( 5 ) - رجوع شود به صفحهء 38 همين مقدمه پاورقى 2 .