الشريف المرتضى
مقدمهء مصحح 31
الذريعة إلى أصول الشريعة
لغت به عرف شرع كه ظهور در عموم است منتقل شود تأخير بيان آن جائز نيست « 1 » ، وحاصل آنچه در وجه اين تفصيل ذكر كرده اين است كه در صورت أول هرگاه مصلحتى مقتضى تأخير بيان باشد ، بر اين تأخير بيان هيچگونه مفسده وقبحى مترتب نميشود ، ولى در صورت دوم چون مفروض اين است كه كلام داراى ظهور است ، والقاء كلامي كه ظاهر است در معنائى كه مراد متكلم نيست بدون نصب قرينه در حال خطاب از حكيم قبيح است ، پس تأخير بيان در اين صورت قبيح وغير جائز است « 2 » . ط : « سيد مرتضى » حتى در مورد مفهوم شرط وغايت كه قويترين مفاهيم است به مفهوم قائل نيست ، وحاصل سخن أو در باب مفهوم شرط اين است كه تأثير شرط چيزى جز اين نيست كه حكم بر شرط معلق است ، وممتنع نيست چيزى جانشين شرط شود ، واين جانشينى ، شرط را از شرطيت ساقط نميكند ، چنانكه آيهء شريفهء « واستشهدوا شهيدين من رجالكم » دلالت دارد بر اينكه انضمام شاهد دوم شرط قبول قول شاهد أول است ، واين ، منافاة ندارد با اينكه بحكم دليل ديگر انضمام دو زن به شاهد أول ويا بحكم دليل سوم انضمام يمين به شاهد أول قائم مقام انضمام شاهد دوم باشد ، پس نيابت چيزى از شرط بسيار است ، وبه اين نيابت ، شرط از شرطيت ساقط نميشود « 3 » . ودر باب مفهوم غايت گويد : تعليق حكم بر غايت جز بر اين دلالت ندارد كه حكم تا آن غايت ثابت است ، واما پس از غايت حكم ثابت است يا ثابت نيست به ناچار بايد از دليل ديگر بدست آيد نه از دليل مغيا « 4 » . ى : « سيد مرتضى » تعبد به خبر واحد را عقلا جائز « 5 » وشرعا غير واقع دانسته « 6 » ، وبه مقتضاى أصل كلى كه تأسيس كرده « 6 » وديگران نيز پذيرفتهاند « 7 » كه : « شك در حجيت مساوق با قطع به عدم حجيت است » خبر واحد را حجت ندانسته است ، دانشمندان ديگر چون غالبا ادلهء حجيت خبر واحد را تمام دانستهاند أصل مزبور را محكوم به آن أدله قرار دادهاند ، ولى « سيد » چون در همهء أدلهء حجيت خبر واحد خدشه كرده أصل را به قوت خود باقي دانسته است . « سيد مرتضى » چون خبر واحد را حجت نميداند خود را محتاج به بحث پيرامون مسائل تعارض ، ترجيح ، تخيير ، قبول ويا رد مراسيل ، ومانند اينها نمىبيند « 8 » .
--> ( 1 ) - اين تفصيل در خصوص عام مبتنى است بر آنچه سيد خود در ألفاظ عموم اختيار كرده كه در لغت بين عموم وخصوص مشترك ( ص 201 ) ودر عرف شرع به عموم منتقل شده است ( ص 53 ) . ( 2 ) - ص 362 به بعد . ( 3 ) - ص 406 . ( 4 ) - ص 407 . ( 5 ) - ص 519 . ( 6 ) - ص 528 به بعد . ( 7 ) - رجوع شود به ابتداء مبحث ظن از رسائل شيخ مرتضى انصارى وكفايهء محقق خراساني قدهما . ( 8 ) - ص 554 .