القاضي ابن البراج

مقدمه 14

شرح جمل العلم والعمل

تهران است كه آن نيز مانند نسخهء آقاى واعظ زاده شامل كتاب طهارت و صلاة است . و چون دو نسخهء اخير بآغاز كتاب زكات ختم مىشود ، جاى اين احتمال است كه مؤلف ، ساير كتب فقهية را ننوشته باشد . مهذب از نفيسترين كتب فقهى قدماست كه مؤلف آن را بنام يكى از بزرگان عصر خويش نوشته است و از أو چنين نام ميبرد : الحضرة القضوية التقية الخالقية ادام اللّه ايامها ) . و ممكن است وى همان باشد كه مؤلف ، كتاب جواهر را براى أو ساخته و در مقدمه از أو به ( الحضرة القضائية الاعزية الجلاليه ) تعبير نموده . و بىشك اين شخص يكى از قضاة محترم همزمان وى بوده است كه عز الدين يا جلال الدين لقب داشته « 31 » و محتملا عبد الخالق نامش بوده . مهذب از كتاب حاضر « شرح جمل العلم و العمل » و كتاب ديگر وى « الجواهر » ، مبسوطتر است كه طي آن بتفصيل ، مسائل و فروع فقهى را آورده و دليلهاى هر مسئله را مشروحا موردنظر قرار داده . و بنقض و حل آن پرداخته و اقوال ديگر عالمان را با نقد علمى بازگو كرده است . از ديگر كتب قاضى ( تا آنجا كه در فهرستهاى چاپى تصفح شد ) چيزى به نظر نرسيد . و چون حرف ميم كتاب شريف الذريعه ( كه بهترين مرجع براى معرفى كتب شيعه است ) چاپ نشده و بكتابخانه‌هاى عراق و هندوستان نيز دسترسى نبود ، نميتوان وجود نسخه يا نسخه‌هائى از ديگر مصنفات قاضى را معدوم دانست . آرى در مقابس الأنوار پس‌از ذكر كتب وى ميگويد :

--> - كل واحد منها في باب مفرد بعون اللّه و توفيقه ، كتاب الزكاة قال اللّه‌تعالى : إلى هنا وجد في النسخة التي استكتبنا منها و كان تحرير ذلك في شهر جمادى الأولى من شهور سنة 1211 ) . ( 31 ) - در تأسيس الشيعة ويرا جلال الملك نام ميبرد و فرموده همو است كه منصب قضاوت را بوى تفويض نموده . رك : تأسيس الشيعة ص 304 .