القاضي ابن البراج

مقدمه 15

شرح جمل العلم والعمل

جز بر سه كتاب وى : المهذب ، جواهر ، شرح جمل العلم و العمل واقف نشدم « 32 » . در كتب مفصل فقه شيعه كه معمولا در مقام نقل اقوال فقها ، عبارات كتب قدما را ميآورند از ساير كتب قاضى ياد نشده است . اساتيد و مشايخ قاضى : سيد مرتضى و شيخ طوسي : ضمن گزارش حال مؤلف ، ياد شد كه وى بسال 429 در سلك شاگردان سيد مرتضى درآمد و پس‌از فوت سيد ( بسال 436 ه ) بدرس شيخ طوسي حضور مييافت . و دو سال نيز از محضر شيخ استفاده كرد تا بدستور استاد ، بشام مهاجرت فرمود « 33 » . در مقابس الأنوار مينويسد : هو من غلمان المرتضى و كان خصيصا بالشيخ و تلمذ عليه و صار خليفته في البلاد الشامية . ) در مقباس الدراية و ريحانة الأدب مينويسد : غلام در اصطلاح علماى رجال و درايه عبارت از شاگرد و تلميذ و تربيت‌شده است . ) و اين عبارت ( هو من غلمان المرتضى ) تخصص ويرا به سيد و عنايت سيد را بوى مىرساند . همچنين عبارت ( خصيص ) كه در نسبت وى بشيخ طوسي ذكر شده است كمال اختصاص ويرا بشيخ مىرساند باضافه كه وى سمت جانشينى و نيابت شيخ را در بلاد شام « 34 » داشته است .

--> ( 32 ) - مقابس الأنوار شيخ أسد اللّه شوشترى ص 11 . ( 33 ) - ممكن است قاضى طي مدت هفت سالى كه دوران پيوستگى وى به سيد مرتضى است براى مدتى بامر استاد رهسپار شام شده باشد و به اين مناسبت ويرا ( خليفة المرتضى في البلاد الشاميه ) گفته باشند . آنگاه پس‌از وفات سيد يا در زمان حيوتش دوباره براى تكميل معلومات خويش ببغداد انتقال يافته باشد . ( 34 ) - چنان كه ياد شد ، شام بتمامت ممالك سوريه ، لبنان ، اردن ، حلب ، اسرائيل كنونى اطلاق ميشده است منتهى همزمان نيابت قاضى از شيخ در شام ، شاگرد ديگر شيخ طوسي و سيد -