الشيخ الطوسي ( مترجم : عبد الحسين مشكوة الدينى )

مقدمهء مترجم 29

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى )

سخن كوتاهى دربارهء علل بعدى داريم . علل ثانوى براى پيدايش آراء و عقايد گوناگون ميان مسلمانان علل ثانوى را مىتوان در چند طبقه فهرست كرد : الف : تحولات فكرى به واسطهء آميزش مسلمانان با ملل ديگر و پيدا شدن حس كنجكاوى در چگونگى و در علل عقلى مسائل گوناگون دينى و ايمانى . ب : تحولات اقتصادى و گسترش يافتن شؤون زندگانى ، و پيدا شدن نيازمندىهاى فردى و اجتماعى جديد . ج : تعصبات نژادى و انگيزه‌هاى گوناگون سياسى . الف - تحولات فكرى تا زمانى كه اسلام از محيط عربستان بيرون نرفته بود ، اختلاف و پراكندگى ميان آنان كمتر بود ؛ زيرا عرب صحراگرد ، و دور از تمدن ، ساده‌لوح و زودباور بودند ؛ و پس از آنكه با ديدن معجزات گوناگون و پىبردن به معجز قرآنى و با شواهد ديگر ، به پيغمبرى حضرت محمد ( ص ) ، ايمان آوردند ، فرمانبردار صرف و سر تا پا گوش بودند ، و هر چه از آيات قرآنى و گفتار پيغمبر به آنان مىرسيد ، بدون چون و چرا آن را مىپذيرفتند ، و توجهى ، به وجوه احتمالى گوناگون لفظ ، و دقت در معانى آنها نداشتند ؛ و مضمون آيات قرآن را با يكديگر تطبيق و مقايسه نمىكردند ، تا به تعارض ظاهرى پاره‌اى از آيات با يكديگر متوجه شوند ، و همه را دربست ، مىپذيرفتند ، و اگر هم اشكالات كوچكى براى آنان پيش مىآمد از خود پيغمبر و پس از او از على مىپرسيدند ، و به شنيدن احاديث اكتفا مىكردند . علاوه بر آن در زمان خلفاى راشدين بيشتر مردم ، سرگرم جنگ بودند ، و فرصتى براى كاوش كردن در افكار و عقايد و گفت و شنيد كردن در مسائل ايمانى نبود . پس از آن كه فتوحات بسيارى فراهم شد ، و نواحى بىشمارى ، از قبيل شامات و فلسطين و مصر و عراق و ايران به قلمرو اسلامى درآمد ، و پيروان اديان و مذاهب گوناگون مانند يهود و نصارى ، مانوى و صابئى و زردشتى و بودائى و جز آنان كه بيشترشان فلسفه خوانده بودند ، و با استدلالات عقلى و منطقى و گفت و شنيدهاى علمى آشنائى داشتند ، وارد جامعهء اسلامى شدند ، و يا مسلمان گرديدند . مسلمانان اصلى در اثر برخورد و همنشينى كردن با آنان ، كم‌كم به مشكلاتى توجه يافتند ، كه از فهم